«

»

Print this نوشته

راهکارها و ترفندها

در این بخش پرسشها و پاسخهای کاربران را در تالار گفتگو های مختلف در موارد مسایل و مشکلات آنها در امور مراقبت مطرح شده است جمع آوری کرده ایم. 


 

#تعادل و زمین خوردن

درخواست عضویت در تالار گفتگوی دردآشنا: 09133999663

لینک وبسایت دردآشنا:  www.dardashna.ir
[07.04.18 18:03]
سلام مادر من مبتلا پارکینسون ودمانس ناشی از ان میباشند چندروز پیش روی تخت نشسته بودند که ناگهان از حالت نشسته به زمین پرت ش دند هیچکدام از دوستان در این زمینه تجربه دارند ودلیل ان رامیدانند

Mehdi Samadani, [07.04.18 19:54]

سلام خانم …. امیدوارم زمین خوردن مادرتان باعث آسیب رسیدن مهمی به ایشان نشده باشد.

من شخصا در مورد دمانس ناشی از پارکینسون نجربه ای ندارم. ولی مسئله عدم تعادل برای همه عزیزان ما وجود دارد و هنگامی که همه چیز عادی بنظر می رسد ممکن است تعادل خود را از دست داده زمین بخورند.

این مشکل عدم تعادل به مرور شدید تر می شود تا آنجا که شما آگاهانه و دائما به آن توجه می کنید و می دانید که نباید عزیزتان به تنهایی بلند شوند و راه بروند.

بزرگترین خطری که عزیزان ما را تهدید می کند در همین دورانی است که ظاهرا تعادلشان خوب است و به تنهایی بلند می شوند و راه می روند. با توجه به شکنندگی ایشان و احیانا کمبود کلسیم و پوکی استخوان، هوشیاری مراقب می تواند از بروز ضایعات جبران ناپذیر جلوگیری نماید.

مراقبی تعریف می کرد که همسر خود را سر توالت فرنگی نشانده بود. او گفت بمحض اینکه رویم را برگرداندم که دستمال کاغذی را بردارم صدای افتادن چیزی را شنیدم. رویم را برگرداندم و دیدم همسرم نقش زمین شده است. به همین دلیل است که در مقاله های ایمنی منزل به دفعات یادآور شده ام که برای عزیزانمان حتما باید از توالت فرنگی مبله و دارای دسته استفاده کنیم.

[07.04.18 20:06]
من فکر میکردم بحث تعادل فقط درزمان ایستادن معنا دارد ممنون از پاسخ شما


 

 

درخواست عضویت در تالار گفتگوی دردآشنا: 09133999663

لینک وبسایت دردآشنا:  www.dardashna.ir

 

#مقاومت_بیمار

سلام دوست عزیز سال نو تون مبارک
دقیقا همسر م هم تموم خصوصیاتی رو که ذکر کردید دارن ود ر نشتن مقاومت می کنن من دستش رو می گیرم می نشینم واون هم همین کار می کنه بعضی اوقات چندین بار این کار رو می کنم تا بنشینه من احساس می کنم می ترسه فکر می کنه داره می افته که مقاومت می کنه
Mehdi Samadani, [05.04.18 23:49]

من به سه دلیل برای انصراف از نشستن برخورد کرده ام.

اول در مورد بعضی عزیزان انرژی بی انتها و نوعی بیش فعالی است که در پاره ای اوقات ماهها طول می کشد. در این دوران بیمار خسته نمی شود و در طول شبانه روز حتی تا ۲۰ ساعت سر پا و فعال است. را رفتن در پارک، قدم زدن داخل منزل، بیرون بردن سگ، و امثال آن. طبیعی است که این مشکل بیشتر در مرحله اول بیماری بروز می کند.

دوم یک نوع بیقراری و نگرانی در فکر بیمار وجود دارد و او با سر پا بودن می خواهد آمادگی خود را برای مقابله با آن حفظ کند. پیدا کردن دلیل شاید آسان نباشد ولی با دقت لازم و تغییرات کوچک در روتین زندگی شاید بتوانید به آن پی ببرید و در رفع آن بکوشید. معمولا پرسش از بیمار، جر وبحث، و استفاده از زور مشکل را بزرگتر و پیچیده تر می کند.

سوم مسئله نشستن است. من با برداشت خانم دهقانی موافقم. بیمار ممکن است از نشستن بترسد. اگر احساس می کنید چنین دلیلی وجود دارد شاید نشاندنشان به طریق زیر کمک کند. ویدیویی در دست تهیه دارم که امیدوارم این را در عمل بهتر نشان دهد:
1- از صندلی استفاده کنید که بلند باشد که نشست و برخاست از آن آسان باشد مانند صندلی نهار خوری بجای مبل راحتی.
2- دست غالب بیمار را در دست بگیرید (معمولا دست راستشان) و با دست دیگر روی پشتشان، ایشان را بسمت صندلی به آرامی هدایت کنید.
3- به صندلی که رسیدید ۱۸۰ درجه به آرامی بچرخید تا پشت بیمار به صندلی باشد.
4- اگر لازم است به آرامی بیمار را بطرف عقب ببرید تا پشت ساق پا یا زانو با صندلی تماس پیدا کند.
5- دستهایتان را دور کمر بیمار حلقه کنید (او را در بغل بگیرید) چند لحظه صبر کنید تا احساس آرامش بکنند.
6- زانوهای خود را روبرو و چسبیده به زانوی بیمار نگهدارید.
7ـ کمی به جلو خم شوید و تماس زانوها را قطع نکنید.
8- بیمار را به آرامی در صندلی قرار دهید و چند لحظه در همین حالت باقی بمانید تا بیمار احساس آرامش کند.
9- به آرامی بیمار را رها کنید.
10- یادتان باشد در تمام مدت کلمات آرامش بخش در گوش او بگویید، ترانه مورد علاقه اش را بخوانید، یا به هر طریق که می دانید آرامش ایجاد کنید.

موفق باشید.


 

 .

 
Dardashna Q&A پرسش و پاسخ دردآشنا, [17.03.18 15:55]
#درد_دل_کردن
#سوپاپ_اطمینانسلام قربونه همه شمابرم من بدترازهمه هستم ولی باگفتن که مشکلمان حل نمیشود خداگواه است که بیمارمن لحظه ای زبان به دهان نمیگیردولی چه بایدکردخز صبروتوکل به خدادرود بر شما و خدا قوت نسبت به بار گرانی که بر دوش دارید.درد دل کردن مراقب، مشکل بیمار مثلا پرخاشگری او را برطرف نمی کند. ولی درد دل کردن نوعی سوپاپ اطمینان مراقب را باز کردن است. علاوه بر اینکه از فشار درونی دیگ زودپز روحیتان می کاهید، مطمئنا برای آرامش سایر مراقبین که به طریقی دیگر در گیرند نیز موثر است. آنها می بینند که تنها نیستند. شاید فرجی شود و آنها هم با شما درد دل کنند و از فشار درونیشان کاسته شود.

ما دردی داریم که فقط دردآشنایان آنرا درک می کنند، کسانی که با ما هم دردند. درد دل با همچو کسانی تسکین دهنده و آرامش بخش است.

در وبسایت دردآشنا، مقالات چندی در این مورد نوشته ام که مهمترین آنها مقاله سلامت مراقب در آدرس زیر است. ]واهش می کنم آنرا مطالعه کنید و توصیه های آنرا بکار بندید: http://dardashna.ir/?p=1622

فرازهایی از مقاله را برایتان کپی کرده ام:

سطح استرس خود را پایین بیاورید

راه های کم کردن سطح استرس خود و آرامش داشتن را جستجو کنید و با کمک آن ها، از استرس خود کم کنید. استرس باعث بالا رفتن فشار خون و دردهای سیستم گوارش (۳) می شود. نرمش های سبک، یوگا، تمرکز روی دم و بازدم، مراقبه و تعمق می توانند کار ساز باشند.

به علایم استرس توجه کنید:

انکار بیماری: من می دانم پدربزرگ بهبود کامل پیدا خواهد کرد!
عصبانیت: پدربزرگ کلافه ام کردی! چرا اینقدر لجبازی می کنی؟
کناره گیری: علاقه ای به ملاقات خواهر و برادرها ندارم.
اضطراب: وقتی که پدربزرگ به مراقبت بیشتری نیاز داشته باشد چه کنم؟
افسردگی: اصلاً دیگه برایم مهم نیست.
خستگی و فرسودگی: خسته ام. دیگر از توان من خارج است.
بی خوابی: اگر خواب باشم و پدربزرگ از خانه بیرون رود و گم شود چه کار کنم؟
تحریک پذیری: ولم کنید! کلافه شدم!
عدم تمرکز: آنقدر مشغول بودم یادم رفت زیر دیگ را خاموش کنم.
عدم توجه به سلامتی: یادم نمی آید آخرین دفعه که آزمایش خون دادم کی بود.
.

خطرابتلا به افسردگی را کم کنید

نگهداری از بیمار مبتلا به بیماری آلزایمر و سایر انواع دمانس کار بسیارمشکلی است. مراقب ممکن است دچار احساس گناه، عصبانیت، غم و اندوه، گوشه گیری، و افسردگی شود. افسردگی یکی از مشکلات شایع مراقبین به شمار می رود و امکان بروز آن در تمامی مراحل بیماری وجود دارد. شما ممکن است شخصاً متوجه بروز افسردگی در خود نشوید و بهتر است کسی از دوستان یا فامیل که به طور مرتب با شما در تماس است، این وظیفه را به عهده گیرد. به علایم افسردگی توجه کنید:

به آسانی تحریک شدن
احساس گناه و بی ارزش بودن
احساس ناامیدی
فکر کردن به مرگ و خودکشی
اختلال در خواب
خستگی مفرط و از دست دادن انرژی
از دست دادن حس علاقه و لذت بردن از کارهای روزمره
مشکلات تمرکز و فکر کردن درست
تغییرات در اشتها و وزن
بیماری هایی که به مداوا عکس العمل نشان نمی دهند مانند سردرد، ناراحتی های دستگاه گوارش، و غیره.

با مشکلات مراقبت کردن کنار بیایید

واقع بین باشید. نگهداری کارساز شما از بیمار، در بهبود کیفیت زندگی او بسیار مؤثر است. تغییرات رفتاری بیمار معمولاً از کنترل شما خارج است و طبیعی است که از دست رفتن توانایی های وی، شما را متأثر کند. به نکات مثبت توجه کنید و خاطرات خوب را ارج گذارید.
به خودتان اعتبار دهید. ممکن است شکیبایی شما در پاره ای موارد به پایان برسد، یا فکر کنید آنطور که باید و شاید از عهده ی مراقبت کردن برنمی آیید. توجه داشته باشید که شما نهایت سعی خودتان را برای ایجاد بهترین شرایط نگهداری از عزیزتان به کار بسته اید و احساس گناه بی مورد است.
به تفریح خودتان توجه داشته باشید. شما احتیاج دارید در فرصت های مناسب، زمانی هرچند کوتاه، به خودتان بپردازید. کاری انجام دهید که از آن لذت می برید تا «باطری هایتان را شارژ کنید».
از دیگران کمک بگیرید. راه های دریافت کمک از دوستان، فامیل، و همسایگان را بررسی کنید و در صورت نیاز از آنها استفاده کنید. مقاله چگونه از دیگران کمک بگیریم را مطالعه کنید: http://dardashna.ir/?p=1553
تغییرات را قبول کنید. با پیشرفت بیماری، بیمار به مراقبت بیشتر و تخصصی تری احتیاج پیدا خواهد کرد. راه های مختلف کمک گرفتن را بررسی کنید تا در صورت نیاز بتوانید اقدام لازم را انجام دهید. مقاله راه های کمک رسانی به یاور اصلی بیمار را مطالعه کنید: http://dardashna.ir/?p=1585
.

سوپاپ اطمینان را باز کنید

Dardashna Q&A پرسش و پاسخ دردآشنا, [17.03.18 15:55]
بسیار اتفاق می افتد که احساس انفجار به شما دست می دهد. شما حس می کنید که توانتان تمام شده است و می خواهید فریاد بکشید، به زمین و زمان بتوپید، و تمام شیشه های پنجره ها را بشکنید. این احساس عادی است و برای سایر مراقبین هم اتفاق می افتد. چه باید کرد؟

Mehdi Samadani, [17.03.18 15:48]

راههای باز کردن سوپاپ اطمینان خود را جستجو کنید و از آنها استفاده کنید. شگردهایی را که بعضی مراقبین استفاده کرده اند و نتیجه گرفته اند آزمایش کنید.
مکان خلوتی را در نظر بگیرید و مدتی به رانندگی بپردازید. آهنگ دلخواه خود را در دستگاه پخش اتومبیل قراردهید وبا صدای بلند آواز بخوانید.
برای پیاده روی به پارک یا محل آرامی بروید. ضمن قدم زدن، به خودتان یادآوری کنید که قبلاً هم به مشکلات بزرگی برخورده اید و پیوسته بر صد در صد آنها غلبه کرده اید. این رکورد بسیار خوبی است.
به کوه نوردی یا تپه نوردی بروید. به اوج مسیر که رسیدید، در بالاترین نقطه بایستید و بدون توجه به اینکه در اطراف شما چه می گذرد، با صدای بلند سخنرانی کنید. در این سخنرانی، از هیچ چیز کم نگذارید. درد دل کنید، شکایت کنید، و در آخر به نقطه های قوت زندگیتان توجه کنید. از فراوانی نکات مثبت تعجب خواهید کرد.
مشکلات روزمره از جمله نق زدن های بی دلیل اطرافیان و غیبت آنها درست درزمانی که به کمکشان نیاز دارید را در دفتری مخصوص این کار یاد داشت کنید. این نوشتن ها شما را سبک می کند، درست مانند اینکه با بهترین دوست و محرم اسرار خود خلوت کرده اید.


0.

#قضاوت_دیگران

درخواست عضویت در تالار گفتگوی دردآشنا: 09133999663

لینک وبسایت دردآشنا:  www.dardashna.ir

.

پرسش یک مراقب:

سلام خدمت عزيزان
عذر ميخوام كه وقتتون رو ميگيرم
خواستم منو راهنمايي بفرماييد كه در برخورد با يكسري افراد كه فقط قضاوت ميكنند بايد چكار كرد؟
الان يكي از دوستان زنگ زد خونمون بلافاصله بعد سلام پرسيد مامانت كجاس؟گفتم مركز نگهداري خصوصي،زد زير گريه چند دقيقه بعد گفت چرا برديد گفتم مفصله مجبور بوديم بزاريم،بعد گفت باشه خداحافظ گوشيو قطع كرد!!!!
در اين يك سال اخير كه مامان بدتر شده شايد يك يا دوبار زنگ زده حال مامانمو پرسيده فقط
واقعا اعصابمو خورد كرد و من الان ريختم بهم.
واقعا بايد چكار كرد با اين افراد كه هيچي از داخل خونه ما نميدونن و حتي نميان بيمار رو ببينن بعد معلوم نيس از كي شنيدن ما مادر رو برديم،بعد زنگ ميزنن گريه و با يه حالت بد حرف ميزنن انگار ما مادرمونو طرد كرديم و بي معرفتي كرديم،چ جوابي بايد بدم به اين آدما؟

پاسخ مراقب دیگر:
خانم مهسای عزیز اگر شما بخواهید به حرف مردم توجه کنید خودتون نابود میشین خواهش میکنم توجه نکنیدتواین مراکزکاملا به عزیزتون میرسن به خدا منم دلم میخواست یک چنین کاری بکنم چون میدونم اگرمادر متوجه اطرافش وعزیزانش بودواقعارنج میبرد ولی من ازنظرهزینه نمیتونم چنین کاری بکنم چون بیش ازحقوق مادرمیشه شما که میتونین اصلا کوتا نیایین میتونین اوناروقانع کنید نشدن به شما به وجدانتون رجوع کنیدقرارنیست زندگی وسرنوشت خودتون روحتی توان کاری خودتونودرخطرقراربدین من زندگیم روی پرستاری مادرم بدجوری به هم خورده شما نگذارید باورکنین اگر والدین ما میفهمیدن ذره ای نمیگذاشتن ما اذیت بشیم شما فقط به همین موضوع فکرکنید نه به چیز دیگری خدا شاهد همه ما هست نگران نباشید معلوم نیست عزیزانمان چقدرعمرمیکنن وبرای همین ممکنه عمرشون طولانی باشه پس حسابی به خودتون قوت قلب بدین ونگران نباشید

پاسخ دردآشنا: https://t.me/joinchat/DBjIa0nxb_KgKJVuU9FY7A
متاسفم که این نوع دایه های مهربان تر از مادر فراوانند و با رفتار و زخم زبانشان، نه تنها گرهی از کار باز نمی کنند بلکه به بار روحی و فکری شما اضافه می کنند. آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب عبدالدهر بماند. آنها نمی دانند چون هیچوقت در چنین موقعیتی قرار نداشته اند. نگذارید این ندانستن آنها بار فکری و روحی شما را افزایش دهد. دفعه بعد که تماس می گیرند یا تلفن را جواب ندهید یا در جواب بگویید مادر جایی هستند که بهترین مراقبت ممکن ازشون می شود. اگر زیاد مزاحم هستند بگویید این یک مسئله خصوصی خانوادگی است و به شما ارتباط ندارد.

شما بهترین تصمیم ممکن را با تمام عشقی که به مادر داشتید گرفتید. ایشان از خدمات ۲۴ ساعته بهره می برند و شما کماکان در برنامه های مراقبتی ایشان نظارت دارید. این بهترین گزینه برای مادرتان و همه خانواده بوده است.

حق با شماست جناب صمداني
همين كار و برخورد وا خواهم كرد
خيلي خيلي سپاسگزارم از راهنماييتون
باعث دلگرمي هستيد همگي
🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

سلام اینهای که فقط منفی حرف میزن هنر دیگری ندارند.حاضر به کمک مادی یا معنوی نیستن بهشان بگویید شما یک هفته نگهداری کنید من برای همیشه نگهداری می کنم .من که همسرم بیمارستان (icu) است بخدا هر لحظه میمیریم وزنده می شویم .دوست داریم هر لحظه پیشمون باشند ولی بعضی وقتها از دست ما خارج است .خدا از‌همه ما راضی باشد .قاضی خداست

سلام خانم مهسای نازنین. من با اولین نظر جناب صمدانی کاملا موافقم. بهترین روش حذف افرادی است که ناآگاهانه و یا حتی بعضا تعمدا آرامش ذهنی شما رو بهم میریزند. به نظر من حتی پاسخگویی به این دسته از افراد تا مدتی ذهن شما رو درگیر خواهد کرد. متاسفانه این جزیی از فرهنگ غالب ایرانی شده، هرکاری انجام بدید عده ای پیدا خواهند شد که به کار شما ایراد بگیرن. مطمئن هستم فردی که سال به سال از شما سراغی نمیگیره در صورتیکه مادر پیشتون بود به گونه دیگری حرف میزد. بهترین تصمیم تصمیمی است که خود شما گرفتید. براتون ذهنی آروم آرزو میکنم. 🌺🌺🌺


.
#درد_دل_کردن
#سوپاپ_اطمینان

.

لینک عضویت در تالار گفتگوی دردآشنا: https://t.me/joinchat/DBjIa0nxb_KgKJVuU9FY7A

لینک وبسایت دردآشنا:  www.dardashna.ir

.

سلام قربونه همه شمابرم من بدترازهمه هستم ولی باگفتن که مشکلمان حل نمیشود خداگواه است که بیمارمن لحظه ای زبان به دهان نمیگیرد

ولی چه بایدکردخز صبروتوکل به خدا

درود بر شما و خدا قوت نسبت به بار گرانی که بر دوش دارید.

درد دل کردن مراقب، مشکل بیمار مثلا پرخاشگری او را برطرف نمی کند. ولی درد دل کردن نوعی سوپاپ اطمینان مراقب را باز کردن است. علاوه بر اینکه از فشار درونی دیگ زودپز روحیتان می کاهید، مطمئنا برای آرامش سایر مراقبین که به طریقی دیگر در گیرند نیز موثر است. آنها می بینند که تنها نیستند. شاید فرجی شود و آنها هم با شما درد دل کنند و از فشار درونیشان کاسته شود.

ما دردی داریم که فقط دردآشنایان آنرا درک می کنند، کسانی که با ما هم دردند. درد دل با همچو کسانی تسکین دهنده و آرامش بخش است.

در وبسایت دردآشنا، مقالات چندی در این مورد نوشته ام که مهمترین آنها مقاله سلامت مراقب در آدرس زیر است. ]واهش می کنم آنرا مطالعه کنید و توصیه های آنرا بکار بندید: http://dardashna.ir/?p=1622

فرازهایی از مقاله را برایتان کپی کرده ام:

سطح استرس خود را پایین بیاورید

راه های کم کردن سطح استرس خود و آرامش داشتن را جستجو کنید و با کمک آن ها، از استرس خود کم کنید. استرس باعث بالا رفتن فشار خون و دردهای سیستم گوارش (۳) می شود. نرمش های سبک، یوگا، تمرکز روی دم و بازدم، مراقبه و تعمق می توانند کار ساز باشند.

به علایم استرس توجه کنید:

انکار بیماری: من می دانم پدربزرگ بهبود کامل پیدا خواهد کرد!
عصبانیت: پدربزرگ کلافه ام کردی! چرا اینقدر لجبازی می کنی؟
کناره گیری: علاقه ای به ملاقات خواهر و برادرها ندارم.
اضطراب: وقتی که پدربزرگ به مراقبت بیشتری نیاز داشته باشد چه کنم؟
افسردگی: اصلاً دیگه برایم مهم نیست.
خستگی و فرسودگی: خسته ام. دیگر از توان من خارج است.
بی خوابی: اگر خواب باشم و پدربزرگ از خانه بیرون رود و گم شود چه کار کنم؟
تحریک پذیری: ولم کنید! کلافه شدم!
عدم تمرکز: آنقدر مشغول بودم یادم رفت زیر دیگ را خاموش کنم.
عدم توجه به سلامتی: یادم نمی آید آخرین دفعه که آزمایش خون دادم کی بود.
.

خطرابتلا به افسردگی را کم کنید

نگهداری از بیمار مبتلا به بیماری آلزایمر و سایر انواع دمانس کار بسیارمشکلی است. مراقب ممکن است دچار احساس گناه، عصبانیت، غم و اندوه، گوشه گیری، و افسردگی شود. افسردگی یکی از مشکلات شایع مراقبین به شمار می رود و امکان بروز آن در تمامی مراحل بیماری وجود دارد. شما ممکن است شخصاً متوجه بروز افسردگی در خود نشوید و بهتر است کسی از دوستان یا فامیل که به طور مرتب با شما در تماس است، این وظیفه را به عهده گیرد. به علایم افسردگی توجه کنید:

به آسانی تحریک شدن
احساس گناه و بی ارزش بودن
احساس ناامیدی
فکر کردن به مرگ و خودکشی
اختلال در خواب
خستگی مفرط و از دست دادن انرژی
از دست دادن حس علاقه و لذت بردن از کارهای روزمره
مشکلات تمرکز و فکر کردن درست
تغییرات در اشتها و وزن
بیماری هایی که به مداوا عکس العمل نشان نمی دهند مانند سردرد، ناراحتی های دستگاه گوارش، و غیره.

با مشکلات مراقبت کردن کنار بیایید

واقع بین باشید. نگهداری کارساز شما از بیمار، در بهبود کیفیت زندگی او بسیار مؤثر است. تغییرات رفتاری بیمار معمولاً از کنترل شما خارج است و طبیعی است که از دست رفتن توانایی های وی، شما را متأثر کند. به نکات مثبت توجه کنید و خاطرات خوب را ارج گذارید.
به خودتان اعتبار دهید. ممکن است شکیبایی شما در پاره ای موارد به پایان برسد، یا فکر کنید آنطور که باید و شاید از عهده ی مراقبت کردن برنمی آیید. توجه داشته باشید که شما نهایت سعی خودتان را برای ایجاد بهترین شرایط نگهداری از عزیزتان به کار بسته اید و احساس گناه بی مورد است.
به تفریح خودتان توجه داشته باشید. شما احتیاج دارید در فرصت های مناسب، زمانی هرچند کوتاه، به خودتان بپردازید. کاری انجام دهید که از آن لذت می برید تا «باطری هایتان را شارژ کنید».
از دیگران کمک بگیرید. راه های دریافت کمک از دوستان، فامیل، و همسایگان را بررسی کنید و در صورت نیاز از آنها استفاده کنید. مقاله چگونه از دیگران کمک بگیریم را مطالعه کنید: http://dardashna.ir/?p=1553
تغییرات را قبول کنید. با پیشرفت بیماری، بیمار به مراقبت بیشتر و تخصصی تری احتیاج پیدا خواهد کرد. راه های مختلف کمک گرفتن را بررسی کنید تا در صورت نیاز بتوانید اقدام لازم را انجام دهید. مقاله راه های کمک رسانی به یاور اصلی بیمار را مطالعه کنید: http://dardashna.ir/?p=1585
.

سوپاپ اطمینان را باز کنید

dardashnaQandA پرسش و پاسخ دردآشنا, [17.03.18 15:55]
بسیار اتفاق می افتد که احساس انفجار به شما دست می دهد. شما حس می کنید که توانتان تمام شده است و می خواهید فریاد بکشید، به زمین و زمان بتوپید، و تمام شیشه های پنجره ها را بشکنید. این احساس عادی است و برای سایر مراقبین هم اتفاق می افتد. چه باید کرد؟

Mehdi Samadani, [17.03.18 15:48]

راههای باز کردن سوپاپ اطمینان خود را جستجو کنید و از آنها استفاده کنید. شگردهایی را که بعضی مراقبین استفاده کرده اند و نتیجه گرفته اند آزمایش کنید.
مکان خلوتی را در نظر بگیرید و مدتی به رانندگی بپردازید. آهنگ دلخواه خود را در دستگاه پخش اتومبیل قراردهید وبا صدای بلند آواز بخوانید.
برای پیاده روی به پارک یا محل آرامی بروید. ضمن قدم زدن، به خودتان یادآوری کنید که قبلاً هم به مشکلات بزرگی برخورده اید و پیوسته بر صد در صد آنها غلبه کرده اید. این رکورد بسیار خوبی است.
به کوه نوردی یا تپه نوردی بروید. به اوج مسیر که رسیدید، در بالاترین نقطه بایستید و بدون توجه به اینکه در اطراف شما چه می گذرد، با صدای بلند سخنرانی کنید. در این سخنرانی، از هیچ چیز کم نگذارید. درد دل کنید، شکایت کنید، و در آخر به نقطه های قوت زندگیتان توجه کنید. از فراوانی نکات مثبت تعجب خواهید کرد.
مشکلات روزمره از جمله نق زدن های بی دلیل اطرافیان و غیبت آنها درست درزمانی که به کمکشان نیاز دارید را در دفتری مخصوص این کار یاد داشت کنید. این نوشتن ها شما را سبک می کند، درست مانند اینکه با بهترین دوست و محرم اسرار خود خلوت کرده اید.


#نوازش_بیمار
.
لینک عضویت در تالار گفتگوی دردآشنا: https://t.me/joinchat/DBjIa0nxb_KgKJVuU9FY7Aلینک وبسایت دردآشنا:  www.dardashna.ir
.
دوستان گرامی در گروه مرتبا توصیه برای نوازش بیمار میکنند. لذت از نوازش جزیی از خلقت و ذات یک زن هست ولی آیا این قضیه در مورد مردان نیز صادق است؟ ایکاش مراقبینی که از بیمار مرد مشغول مراقبت هستند نیز تجربه خودشون رو با سایرین به اشتراک بگذارند.
به اعتقاد من شاید نوازش در خصوص بیماران خانم مبتلا به دمانس کارساز باشد ولی تجربه شخصی من در خصوص بابا بهم ثابت کرده که الزاما این مورد در مورد آقایان صادق نیست. من برای آرامش بابا همونطور که جناب صمدانی نیز در فرمایشاتشون اشاره کردند بیشتر از تکنیک پرت کردن حواس بیمار استفاده کردم و حذف عوامل آزاردهنده تا جاییکه امکانپذیر بود. به خوبی یادم هست اوایل که شدت توهمات بابا زیاد بود عمدتا شب ها سعی میکردم پشتشون رو ماساژ بدم که نتیجه بدی هم نداشت اگرچه برای چندساعتی با این روش آرامش داشتند. ولی گاهاً حتی با پرخاش میگفتن که بهم دست نزن به همین دلیل هست که عرض میکنم به نظرم نوازش در مورد آقایان خیلی کارساز نیست. برای پدر گرامیتون روزها و شبهای آرامی آرزو دارم.🙏🙏🙏با درود، پست زیر توسط خانم حسینخان در گروه برگزیدگان در پاسخ به پرسش خانم آرزو آمده بود. جواب دقیق و روشنی است و فکر کردم برای همه عزیزان قابل استفاده است.
——————————-نوازش هم همچون کلام ، یک روش ارتباطی میان افراد است ، اما نوازش زبان بدن است و پیامش فقط یک چیز است : محبت
هیچکس از محبت بی نیاز و روی گردان نیست ، محبت غذای روح است .
اما چیزی که در مورد نوازش و اثر گذاری آن اهمیت دارد ،اولا حقیقی بودن احساس محبت در فرد نوازش کننده است دوم شکل و شیوه نوازش است ، سوم زمان آن و دیگر اینکه بین کدام دو نفر اتفاق بیفتد تا نهایتا نیاز به محبت را پاسخ دهد ، وقتی حس محبت نوازشگر ، حقیقی باشد مصداق این عبارت است که گفته میشود سخنی که از دل براید به دل نشیند . یعنی محبت آن مثل یک غذای واقعی ، سالم و مقوی است که گرسنه اش را فریب نمی دهد بلکه ا و را سیر میکند … ..
وقتی در زمان نیاز ارائه شود مثل غذایی خواهد بود که برای فرد گرسنه ای سرو میشودنه فردی که سیر است و میل به غذا ندارد …وقتی به شیوه خوشایند آن ارائه شود مثل غذایی است که آن فرد گرسنه طعم و مزه آن غذا را هم دوست دارد …
.
و وقتی از طرف فردی این نوازش صورت میگیرد که بین او و فرد گیرنده نوازش درک و همدلی و صمیمیت کافی وجود دارد ، نوازش مثل غذایی آشنا و سهل الهضم خواهد بود ، یعنی براحتی محبت آن نوازش جذب روح گرسنه آن فرد خواهد شد … اما یه نکته ظریفی که بنظرم در میان تجربه مهربان زرهی ، با مهربانوها افروزه و سادات اختلاف ایجاد میکرد ، در حالی که بیمار همه شان مرد هست شاید این باشد که دریافت نوازش برای یک مرد از طرف همجنس خودش با محدودیتهایی همراه باشد و این یا یک مسئله شخصیتی مثل غرور یک مرد است ، که نمیخواهد با دریافت نوازش از یک همجنس نوعی احساس حقارت را تجربه کند و یا یک مسئله تربیتی مثل اینکه پدر باید حامی فرزند باشد و نه برعکس و این تصور احتمالا در زمانهایی موجب مقاومت در دریافت نوازش توسط پدر مرحوم مهربان زرهی میشده است .

البته گاهی هم افراد میل به تنهایی و در خود خزیدن دارند و منبع نیازهای خود را در درون خود جستجو میکنند ، چنین زمانهایی مثل زمانهای بی اشتهایی در عین گرسنه بودن است که باید برای بازگشت اشتها به فرد زمان داد …..


#بالش_بومرنگ
#خواب_زیاد
.
[In reply to ….i]
سلام مادر من چندين روزه كه از شدت خواب سرش رو به پايين قرار ميگيره در حالت نشستن . اين بالش براي فيكس كردن گردنش به حالت صاف فكر ميكنيد موثره؟ و اينكه من دو تهرانم اطلاعي داريد از كجا ميتونم تهيه كنم؟
[In reply to …]
سلام. من فکر نمی کنم بالش بوم رنگ برای این کار مناسب باشد. برای تکیه گاه سر و گردن بالشهای منحنی مسافرتی داخل اتومبیل  شاید بهتر باشد. البته من امتحان کرده ام و راضی نبودم.
 من توصیه می کنم مادر را راحت بگذارید. اگر خوابشان می آید و سرشان پایین میفتد بهتر است راحت بخوابند. هر چقدر که این بالش بتواند کمک کند معهذا وضعیت مناسبی برای خواب نیست.

عزیزان ما بیشتر از یک فرد سالم به خواب نیاز دارند. این احتیاج یک روز کمتر بنظر می رسد و روز دیگر بیشتر. نباید نگران باشید. با پیشرفت بیماری این نیاز بطور معمول زیادتر می شود.

ما وقتیکه همسرم شروع به چرت زدن بکند، ویلچر او را نزدیک مبل می بریم و پس از قفل کردن جرخهایش آنرا به عقب می خوابانیم و دسته ویلچر را به مبل تکیه می دهیم بطوریکه همسرم تقریبا افقی باشد (سر حدود ۱۵ تا ۳۰ درجه بالاتر) و می گذاریم بخوابد. هر وقت بیدار شد ویلچر را بحالت عادی نشسته بر می گردانیم.

با این کار او را برای در تخت خواباندن و دوباره بلند کردن مکرر اذیت نمی کنیم.

..

.
#تنها_گذاشتن_بیمار
با سلام خدمت همگی. من مجبورم بابا رو برای انجام امور اداری مربوط به ایشون چند ساعتی در منزل تنها بگذارم. با توجه به شرایط بابا تنها نگرانیم بیرون رفتنشون از منزل هست. آیا استفاده از پرستار برای چند ساعت رو صلاح میدونید؟ یا اینکه بابا رو با خودم ببرم و همراه راننده آژانس نزدیک سازمان مربوطه منتظرم باشند؟ و در صورتیکه مرکز مناسبی رو برای اعزام پرستار در مرکز تهران میشناسید ممنون میشم راهنمایی کنید
[In reply to …]
ترجیح اول من این است که پدر را در منزل خودشان و بهتر است با یکی از اعضا فامیل یا دوستان که پدر با ایشان آشنا هستند تنها بگذارید و صد البته فرد مراقب را توجیه کنید که برنامه آنروز ایشان چیست از نظر سر گرمی و تغذیه و فعالیت.
گزینه دوم آوردن مراقب نا آشنا به منزل است. شاید بد نباشد که یکدفعه آزمایشی برای مدتی کوتاه تر کسی را بیاوید و خودتان در نزدیکی باشید که اگر لازم شد پادرمیانی کنید.
گزینه ماندن ایشان را در تاکسی زیاد نمی پسندم چون پدر با راننده آشنا نیستند، سرگرمی ندارند، ممکن است بخواهند از تاکسی خارج شوند و راننده نداند چگونه با قضیه تعامل کند و به پرخاشگری و مسایل دیگر بینجامد.

.

.
#باکتری_خوب از بین رفتن
.
سلام خدمت اقای صمدانی و تمامی درد اشنایان مادر من متاسفانه گرفتار مشکلات گوناگون بوده و مشکل عمده که از پنج سال پیش شروع شد پارکینسون دارویی در اثر داروهای بایپولار دوشخصیتی و وسواس اجباری او سی دی شدید و دمانس از یک سال پیش با توجه به استفاده داروها و مشکلات دمانس ایشان مدتی یبوست داشته و یا لیک مدفوع ادامه داشته تا معده تخلیه شود من با دکنر گوارش مشاوره کدم ولی داروهای پیشنهادی برای رفع یبوست کار ساز نبود الان که مطلب شما را در مورد از بین رفتن باکتری های معده خواندم تجربه خودم را که کارساز بود استفاده از قرص فمی لاکت که هم برای اسهال مفید است و هم برای یبوست من نوه پنج ساله ام اتیسم است و در کانادا این دارو را برایش  تجویز کردند من کپسول را باز میکنم و همراه ماست  هر روز همراه غذا ه ایشان میدهم  و مدتی است که برند کاله ماست لاکتیویا را تولید می کند که با مصرف ان خیلی نتیجه گ رفته ام و جایگزین قرص کرده ام 
خیلی  پر حرفی کردم  در اخر دعای خیرم را برای یکایک شما عزیزام میفرستم و احترام زیادی برای اقای صمدانی قایلم
[In reply to …]
صحبت شما و خانم … کاملا متین و صحیح است. خوشحالم مراقبین عزیز تجارب خودشان را به اشتراک می گذارند. این روش بسیار کارساز و مطلوب است و همه از تجارب یکدیگر بهره می گیریم.
من به پیشنهاد یک مراقب از آمریکا دنبال قارچ کفیر بودم و نهایتا پیدا کردم. از قارچ کفیر برای تولید دوغ پروبیوتیک که سرشار از باکتریهای مفید معده و روده می باشد استفاده می کنیم و خودکفا شده ایم. هر روز دو مرتبه و هر دفعه نیم لیوان از آنرا به همسرم می خورانیم چون باید در صورت لزوم از آنتی بیوتیک استفاده کنیم.  از این قارچ به چند نفر متقاضیان کرمانی که در جلسات رو در روی ما شرکت می کنند داده ام. مقدار کمی از آن کافی است که نیاز شما را بر طرف کند و چون خود بخود تولید می شود اضافه آن بی مصرف است. اگر کسی نیاز دارد و در کرمان زندگی می کند لطفا آگاهمان کنید.
[In reply to …]
یادم رفت دستور تهیه دوغ را بنویسم… 
کغیر نباید با فلز تماس بگیرد و گرنه می میرد.
ما کفیر را در ظرف پلاستیکی بدون در نگهداری می کنیم.
به کفیر که حدود مثلا نصف استکان است نیم لیوان شیر اضافه می کنیم
در ظرف را با حوله کاغذی می بندیم و با یک کش حوله کاغذی را محار می کنیم
ظرف را در کابینت آشپزخانه می گذاریم (نه در یخچال)
روز بعد مخلوط کفیر و شیر را در یک صافی پلاستیکی نسبتا گشاد می ریزیم و هم میزنیم که مایع از کفیر جدا شود.
مایع را در ظرف جداگانه در بسته (فلزی نباشد) در یخجال نگهداری می کنیم.
کفیر را از صافی پلاستیکی به جای اولش انتقال می دهیم و دوباره شیر به آن اضافه کرده در کابیینت می گذاریم.
این کار را چند روز ادامه می دهیم تا حجم مایع بدست آمده حدود دو لیوان یا بیشتر شود.
مایع را داخل مخلوط کن می ریزیم و نمل و فلفل و سبزی خشک معطر اضافه می کنیم.
بر حسب ذائقه به محلول آب اضافه می کنیم چونکه غلیظ است و در یخچال نگهداری می کنیم.
نوش جان. بهترین پروبیوتیک مطمئن و سالم حاوی میلیاردها باکتری زنده و مفید.

.

.
[In reply to Mehdi Samadani]
#ویلچر یا خوابیدن در تخت
سلام سوالي دارم از خدمتتون… نشستن روي ويلچر بهتر از نشستن روي تخت همراه با تشك مواجه؟
[In reply to …]
من به دو دلیل تصمیم گرفتم همسرم را در بیشتر ساعات روز در ویلچر نگاه دارم تا توی تخت:
اول مشکل ادرار کردن و مدفوع و شستشوست. همانطور که گفتم ما هر نیم ساعت یکبار نوار او را کنترل می کنیم و هر ساعت یکبار او را سر توالت ویلچر حمام می بریم. معمولا و در بیشتر موارد بدلیل نشستن روی توالت عمل دفع همان موقع انجام می شود. همین امروز دو مرتبه این عمل سر توالت انجام شد. تبخند مراقب و من در این قبیل موارد از بناگوش تا بناگوش است. اول اینکه الودگی ایجاد نمی شود دوم اینکه شستشو با بالا گرفتن پای بیمار در صندلی حمام به راحتی انچام می شود.
دوم اینکه نشستن بیمار در ویلچر بحالت عمودی آسانتر از تخت است. وقتیکه پشت تخت را بالا می آورید که بیمار عمودی بنشیند، امکان اینکه بیمار به جلو سر بخورد و هم باعث کشیده شدن پوست باسن او شود و هم اینکه بیمار از بالاتر از پشت دولا شودو به کمر او فشار بیاید وجود دارد. سر خوردن به جلو در ویلچر هم ممکن است ولی به آسانی می توان به کمک مراقب دبگر او را کمی بالا بکشیم. می دانید که عمودی نشستن موقع صرف غذا و نوشیدنی برای بیمارانی که مشکل بلع دارند از واجبات است.
شاید دلیل روانی دیگری هم وجود داشته باشد. بیماری که دائم در تخت است به باور اطرافیان در مرحله پیشرفته تری از بیماری است تا بیماری که دائم در ویلچر است. اینکار شاید برای من خوشایند تر است و البته برای بیمار هم به باور من بهتر.

.

.
#زور_کردن_بیمار
سلام به همگي
يه سوال
براي بردنِ مادرم  به دكتر
براي چشمشون كه عفونت كرده بود مجبور شديم به زور لباس تنشون كنيم و برادرم بغلشون كنه براي ماشين سوار شدن
اين براي همه بيماران هستش
يا مامانِ من اينطوري بودن؟😢
[In reply to …]
…..خانم،
بطور کلی هر زمان که ما می خواهیم کاری با بیمارمان انجام بدهیم باید زمینه را از پیش آماده کنیم بطوری که اگر کوشش اولیه ما برای انجام کار موفق نبود، کار را متوقف کنیم و در فرصت بعدی به طریق دیگری دوباره سعی کنیم.
بیمار ما در مراحل اولیه با دنیایی از ناشناخته ها روبروست. این نا آشنایی و آگاهی او نسبت به تحلیل رفتن تواناییهای اش، باعث می شود که برای هر کاری کمی گارد بگیرد یا مخالفت کند. در این زمان که شما شاید نگران ترافیک و بموقع رسیدن به مطب پزشک هستید از خود اضطراب نشان می دهید. این اضطراب و عجله شما از دید عزیزتان پنهان نمی ماند و به اضطراب او می افزاید. مخالفت او بیشتر می شود و بهمان نسبت فشار شما بیشتر. در این زمان وضعیت ترس  یا فرار یا مقابله پیش می آید. او می ترسد و اگر بتواند فرار می کند و یا ایستادگی می کند و می جنگد. بهر حال اوضاع از کنترل شما خارج شده است و به زور متوصل می شوید که اثر بد و معکوس دارد و ساعتها بیمارتان به آن دچار خواهد بود. ممکن است یادش نباشد مشکل از کجا ایجاد شده است ولی تا ساعتها و شاید حتی روز بعد عصبی بماند.
عفونت چشم ایشان مزید بر علت بوده است. بهترین راهکار این است برای آماده شدن خروج از منزل، خیلی زودتر از آنچه که فکر می کنید لازم است شروع کنید که زمان مانور داشته باشید.

.

#غذا_خوردن
باسلام خدمت اقای صمدانی ببخشیدسوالی داشتم  مادرم چن سالی میشه که به الزایمرمبتلاشده مدتی هست کم حرف شده چن روزه که اصلادهانش بازنمیکنه به زورغذاش میخوره لطف بفرماییدراهنمایی بفرمایید
سلام. از پیشرفت بیماری مادرتان متاسفم.
برداشتم از نوشته شما این است که این اتفاق به تدریج رخ داده که در انصورت پیشرفت بیماری است.  اگر دفعتا اتفاق می افتاد می بایستی ریشه اش را در تغییراتی که به ناگاه برایشان اتفاق افتاده است مانند تغییر در داروهای مصرفی، تغییر در محل زندگی، عوض شدن مراقب، عفونت مجاری ادرار، یبوست، بیماریهای دیگر مانند سرماخوردگی و امثال آن جستجو کرد.
بهر صورت شما موارد فوق را بر رسی کنید و مطمئن شوید هیچکدام از موارد فوق در مورد مادر صادق نیست. با اطلاعات بدست آمده خوب است مشورتی هم با پزشک ایشان بکنید.
مقاله وبسایت و کتاب را در مورد خوردن و آشامیدن مطالعه کنید. دو مقاله داریم یکی برای مرحله ابتدایی بیماری و دیگری برای مرحله سوم. راهکارهای زیادی را در این دو مقاله شرح داده ام که امیدوارم کارساز باشد. لینک دو مقاله را برایتان می گذارم. اگر باز هم پرسشی داشتید مطرح کنید.  موفق باشید.
http://dardashna.ir/?p=1226
http://dardashna.ir/?p=1382
[Forwarded from دردآشنای فرسایش مغز(دمانس)

#محیط_کم_نور کار کردن

با درود،
آیا می دانستید کار کردن در محیط کم نور ممکن است اثر مخرب بر هیپوکامپوس مغزتان که مرکز مهم حافظه و یادگیری شماست  داشته باشد و در صورت استمرار، قدرت یادآوری و یادگیری شما را به تحلیل ببرد؟
محققین در دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکا تحقیقی روی موشهای نیل Nile grass rats انجام دادند. دلیل انتخاب این نوع موش این بود که آنها از نظر بیدار شدن در طلوع آفتاب و خوابیدن در شب مانند انسانها رفتار می کنند.
محیط زندگی نیمی از موشها در نور کم مانند یک روز ابری در نیمه زمستان و نیم دیگر در محیطی مانند یک روز افتابی نگهداری شدند. موشهایی که در محیط نور کم بودند حدود ۳۰٪ از ظرفیت هیپوکامپس شان از دست داده و در زمینه های یادگیری و حافظه ضعیف شده بودند.
برای خواندن اصل مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید:
https://www.inc.com/bill-murphy-jr/neuroscience-says-this-kind-of-lighting-can-reduce-brainpower-by-30-percent.html

[Forwarded from دردآشنای فرسایش مغز(دمانس)]
#بشقاب_قرمز
با درود.
مطلب زیر را حدود یکسال قبل در وبسایت و کانال دردآشنا به اطلاع رساندم. این مطلب دوباره در خبرنامه الکترونیکی هفتگی آلزایمر امروز آمده بود. از آنجا که به راهکار مهمی در باره تغذیه عزیزان مبتلا به فرسایش مغز اشاره دارد مناسب دانستم آنرا دوباره بازپخش کنم.
غذا را در بشقاب قرمز سرو کنید
May 22, 2017
 .
با درود.
آیا سرو غذا در بشقاب به رنگ قرمز  به تغذیه بیماران مبتلا به دمانس(فرسایش مغز) کمک می کند؟
جواب این سوال مثبت است. بیماران مبتلا به دمانس غذا را در بشقاب به رنگ قرمز بهتر می بینند و همین امر کمک می کند که مصرف غذای آنها ۲۵% زیادتر شده  و از کم شدن وزن آنها با پیشرفت بیماری تا حدی جلوگیری شود.
از سال ۲۰۰۴ که این تحقیقات انتشار یافت بشقاب قرمز رنگ استاندارد بعضی از خانه های سالمندان در آمریکا شده است. من در مقاله تغذیه و برنامه غذایی در وبسایت دردآشنا توصیه کرده ام از بشقاب رنگی استفاده کنید. اصل مقاله را در آدرس زیر مطالعه نمایید:  http://dardashna.ir/?p=1068
مطلب مربوط به بشقاب قرمز را در نشریه الکترونیکی هفتگی آلزایمر دیدم و تصمیم گرفتم شما را هم از آن با خبر کنم. توضیحات بیشتر  در آدرس زیر:
http://www.alzheimersweekly.com/2014/08/red-plates-for-eating-with-dementia.html
.

#راهکارها

سلام بیمار ما همیشه می خواد بره خونه خودش نگران بچه های کوچکش است هر عصر می ببرمش دوری می زنیم یادش می ره میآریم بعضی اوقات چند بار باید اینکار تکرار شود مجبوریم وگر آروم نمی گیره راهکار می خواستم نمی دانیم اینکار درسته یا نه ممنون

.

سلام. این رفتار برای بسیاری از بیماران اتفاق می افتد.

معمولا زمانی که بیمار می گوید می خواهد به خانه خودش برود، منظورش گذشته دور است. شاید خانه پدری و زمانی که کودکی بیش نبوده. در مورد شما، زمانی که بچه ها همه کوچک بوده اند.

برخورد شما درست است. با بیرون بردن بیمار از منزل، فکر او را از موضوع به چیز دیگری معطوف می کنید. به هر طریق که بتوانید موضوع را عوض کنید، کار درستی است. مثلا بگویید سالاد را که آماده کردیم می رویم. یا پس از صرف صبحانه می رویم. بهتر است کاری در حد توان بیمار به او محول کنید که عذر و بهانه شما واقعی به نظر برسد و بیمار احساس کند کار مفیدی انجام داده است.

برخورد غلط این است که بخواهید او را قانع کنید که اشتبا ه می کند. نگویید شما در خانه خودتان هستید. بچه ها همه بزرگ شده اند. و غیره. انچه که بیمار حس می کند و به نظرش می آید برای او واقعیت دارد و اصرار به ثابت کردن اینکه او اشتباه می کند بر شدت اضطراب و نگرانی و استرس او می افزاید.


#راهکارها

جواب آری و خیر

با درود،

بیماران مبتلا به فرسایش مغز، پرسشهایی را که جواب بلی یا نه طلب می کنند، در حدود 70% موارد با نه پاسخ می دهند. چرا؟

این پرسش درتالار گفتگوی بین المللی دیگری که عضو هستم مطرح شده بود. بسیاری از اعضا این نوع پاسخ دادن عزیز خود را تایید کردند. نتیجه پایان گفتگو را برایتان بیان می کنم.

جواب نه بیمار، یک نوع حفظ وضعیت موجود است. او با این جواب کوشش می کند این وضع تغییر نکند، در نتیجه با حالت غیر منتظره ای رو برو نشود، و در تعامل با آن “کم نیاورد”.

دلیل دیگر نه گفتن بیمار ممکن است ممکن است این باشد که او فکر و ذهنش در گیر مسئله دیگری بجز پرسش مراقب است و درجریان صحبت مراقب قرار ندارد. با یک جواب نه مسئله را از خود دور می کند. او بزبان بی زبانی می گوید “آسایش وآرامش من را بهم نزنید”.

روی دیگر سکه پاسخهای مراقبت کننده است. با فرو افتادن پرده “رفتار درست و نادرست” از نظر بیمار، هر چه که او می خواهد همان لحظه باید انجام گیرد. مثلا برویم خرید، بستنی می خواهم، به دیدن خواهرم برویم و غیره. پاسخ مراقبین با تجربه به این نوع درخواستها پیوسته با بلی یا آری شروع می شود. مثلا آری نهار که خوردیم به منزل خواهرتان می رویم. یا بله پس از گردش در پارک سر راه بستنی میخریم.

یک اشتباه مراقب کم تجربه و پاسخ “نه بستنی نداریم” کافی است که با عکس العمل پرخاشگری و اظطراب بیمار روبرو شود و برای همیشه یادآور این راهکار باشد که پاسخ نه به هیچوجه با حال و هوای عزیزش سازگاری ندارد.


.

#راهکارها

سلام و سلامتی همیشه همراهتان.مادر من به بیماری آلزایمر دچار است و خودم از ایشان مراقبت میکنم.متاسفانه دچار توهم هستن البته با مشاوره پزشک دارو مصرف میشه وفعلا از اون مراحل حاد گذر کردن و تقریبا ساکت شدن اما درمورد خواسته هاشون از کلمات مبهم استفاده میکنن که خیلی از موارد رو من متوجه نمیشم وبا گفتن باشه از کنارشون رد میشم.نمیدونم کارم درسته یا باید مو شکافی کنم تا مطلب رو متوجه بشم!لطفا راهنمایی بفرمایید.واقعا درد سختی است که نتونی منظورشونو بفهمی وبگی باشه😔🤔

.

شاید رد شدن از کنار درخواستهای بیمار در همه موارد درست نباشد. شما باید با توجه به تواناییهای مادرتان سعی کنید بفهمید چه می خواهند.

یک راهکار این است که کنارشان بنشینید، دست ایشان را با ملایمت و محبت در دستتان گرفته نوازش کنید و پس از ایجاد ارتباط لازم با پرسشهای ساده به نیازشان پی ببرید. منظورم از پرسش ساده علاوه بر کوتاه و روشن بودن سوال این است که تا آنجا که امکان دارد پرسش طوری مطرح شود که جواب آن آری یا نه باشد. مثلا بپرسید:
تشنه هستید؟ آب پرتقال می خواهید؟ گرمتان می شود؟ جایی از بدنتان درد می کند؟ می خواهید به دست شویی بروید؟ و غیره.

بدیهی ایست که پرسشها باید بر اساس تواناییهای درک و شناخت بیمار انجام شود. بیمار ممکن است پاسخ منفی به پرسشی بدهد در حالی که منظورش بلی است.

بعلاوه، موفقیت شما بسته به حوصله و میزان صرف وقتی دارد که برایتان میسر است. آزمون و خطا راهکار کلی شماست. موفق باشید.


.

#پاسخ_منفی چرا پاسخ بیمار با نه شروع می شود؟
#پاسخ_مثبت مراقب باید پیوسته پاسخش با بله شروع شود

بیماران مبتلا به فرسایش مغز، پرسشهایی را که جواب بلی یا نه طلب می کنند، در حدود 70% موارد با نه پاسخ می دهند. چرا؟

این پرسش درتالار گفتگوی بین المللی دیگری که عضو هستم مطرح شده بود. بسیاری از اعضا این نوع پاسخ دادن عزیز خود را تایید کردند. نتیجه پایان گفتگو را برایتان بیان می کنم.

جواب نه بیمار، یک نوع حفظ وضعیت موجود است. او با این جواب کوشش می کند این وضع تغییر نکند، در نتیجه با حالت غیر منتظره ای رو برو نشود، و در تعامل با آن “کم نیاورد”.

دلیل دیگر نه گفتن بیمار ممکن است ممکن است این باشد که او فکر و ذهنش در گیر مسئله دیگری بجز پرسش مراقب است و درجریان صحبت مراقب قرار ندارد. با یک جواب نه مسئله را از خود دور می کند. او بزبان بی زبانی می گوید “آسایش وآرامش من را بهم نزنید”.

روی دیگر سکه پاسخهای مراقبت کننده است. با فرو افتادن پرده “رفتار درست و نادرست” از نظر بیمار، هر چه که او می خواهد همان لحظه باید انجام گیرد. مثلا برویم خرید، بستنی می خواهم، به دیدن خواهرم برویم و غیره. پاسخ مراقبین با تجربه به این نوع درخواستها پیوسته با بلی یا آری شروع می شود. مثلا آری نهار که خوردیم به منزل خواهرتان می رویم. یا بله پس از گردش در پارک سر راه بستنی میخریم.

یک اشتباه مراقب کم تجربه و پاسخ “نه بستنی نداریم” کافی است که با عکس العمل پرخاشگری و اظطراب بیمار روبرو شود و برای همیشه یادآور این راهکار باشد که پاسخ نه به هیچوجه با حال و هوای عزیزش سازگاری ندارد.

 


.

#راهکارها
#بی_اختیاری
#حرمت_بیمار

.

سلام
ازاینکه عضو این گروه شدم
تا شاید برای مادرم مثمر ثمرباشم ممنون
مادر من الان بیشتره ده ساله که به این بیماری مبتلا شده
دو ساله که بی اختیاری داره
وبرای پوشک عوض کردنش واقعا مشکل داریم نمیزاره نزدیکش بریم
به زحمت زیاد باید عوضش کرد
بعضی مواقع هم یک روز کامل رومبلش میشینه وبه هیچ عنوان بلند نمیشه میشه راهنمایی بفرمایید
چکارکنیم که سازگارتر باشه
البته خواهرم ازش خیلی خوب ازش مراقبت میکنه

.
ٰبا درود به خانم … و سایر دوستانی که اخیرا به ما پیوسته اند. متاسفم نیاز داشتید عضو این گروه شوید.

با توجه به اینکه بیش از ده سال از شروع بیماری مادرتان می گذرد به نظر می رسد که پیشرفت بیماری ایشان کند است. این دوران را گرامی بدارید و حد اکثر استفاده را از لحظات ببرید.

ظاهرا ایشان درک و شناختشان هنوز خوب است. مسئله دستشویی رفتن انسان یکی از خصوصی ترین فعالیتهای روزانه ماست. فرزند شما ممکن است از سن 3 یا 4 سالگی مایل نباشد در زمان قضای حاجت شما در دستشویی حضور داشته باشید. عزیزان بیمار ما هم به همین ترتیب از این کار بشدت اکراه دارند.

راهکار درست این است که اعصابشان تحریک نشود و احساس نکنند شما می خواهید کاری بر خلاف میلشان انجام دهید. می توانید به روش زیر عمل کنید:

با لبخند به بیمار نزدیک شوید
با صدایی که برای بیمار قابل شنیدن است حضور خودتان را آگهی دهید
از روبرو به بیمار نزدیک شوید که در دید مستفیم ایشان قرار بگیرید
کنار مبل ایشان زانو بزنید
دستتان را برای دست دادن بطرف بیمار بیاورید و کف دست رو به بالا
ایشان دستشان را در دست شما می گذارند
سلام و احوال پرسی کنید. عینا مانند اینکه هفته های متمادی او را ندیده اید. بگویید از اینکه با شما هستم بسیار خوشحالم.
دستتان را از حالت دست دادن بچرخانید درست مانند کسانی که می خواند مچ بگیرند و زور آزمایی کنند. در این حالت می توانید به مدت طولانی دست در دست هم بمانید.
ژشت از جا بلند شدن بگیرید و کمک کنید بیمار بلند شود.
اصلا را جع به دستشویی صحبت نکنید.
اهسته بطرف مقصد راه بروید.
باکمک همان دست که در دست شماست سعی کنید شلوار او را پایین بدهید بطوری که بیمار تصور کند خودش این کار را انجام می دهد.
آرام باشید و حوصله بخرج دهید. اگر بیمار احساس کند عجله یا اضطراب دارید به اشکال برخورد خواهید کرد.
با شوخی و خنده با قضیه برخورد کنید. روحیه شاد در موفقیتتان بسیار موثر است.
با تمرین و تکرار این روش یواش یواش استاد خواهید شد.
موفق باشید.

Permanent link to this article: http://dardashna.ir/?p=3243